گويند ابوعلي سينا در شام بود .جنازه يي برآوردند مرده يي بر آن . گفت : اين را چه مي كنيد ؟ گفتند : دفن مي كنيم . گفت : اين زنده است وي را دفن مكنيد . سه روز رها كردند وي در حركت آمد و برخاست . وي را گفتند : چون بدانستي كه وي زنده است در كفن ؟ گفت : هر دو زانوش راست بود .اگر باز افتاده بودي مرده بودي . پس زيركي وي بدانستندي و معروف شدي.